|
بیادگار نوشتم خطی زدلتنگی ........... بروزگار ندیدم رفیق یکرنگی
|
- و اما کوتاه نظری به آثاری که رد پای خدا را در آنها به وضوح دیدم :
* رمان " کلیدر " محمود دولت آبادی ( فصل برخورد گل محمد با مارال و فصلی که قدیر انبار گندم را به آتش کشیده و پشت دیوار در جدال با وجدانش است . شاید در هیچ اثری به این جذابی و روشنی به ستیز خیر و شر و نبرد نیکی و پلیدی در درون انسان پرداخته نشده باشد )
* رمان " زمین انسانها " آنتوان دوسنت اگزوپری ( فصلی که برده حبشی توسط خلبانان خریده و سپس آزاد میشود . نمائی از تاریخ همه درد و ظلم بشری است . آدمی تا چه میزان میتواند وحشی و ستمگر باشد که روح و روان و جسم و زندگی و مرگ دیگری را بخرد و بفروشد . این بخش را که بخوانی تمام بدنت را لرزی خفیف میگیرد . از اجداد و پدران خودت و کارهائی که آنان کرده اند خجالت میکشی . )
* نمایشنامه " مکبث " ویلیام شکسپیر ( مونولوگ نفس گیر مکبث که در مدح نمایش و بازیگری و پیوند آن با زندگی انسان سخن میگوید )
* نمایشنامه " ادیپوس در کونولوس " سوفوکل ( دیالوگ میان ادیپ و آنتیگونه ، عشق ابدی میان پدر و فرزند ، که توسط خدایان در وجود آدمی به ودیعه و امانت گذاشته شده و این عشق است که پویائی و ماندگاری نیک ترین صفات بشری را تضمین نموده است )
* حکایت مارگیر دوره گرد که حضرت مولانا در مثنوی و معنوی بیان میکند ( تشریح کامل جهان مادی و برزخ و جهان آخرت ، توصیف زیبا و ماندنی قیامت ، شرح ویژگیهای نهانی و ناخودگاه بشر که بعدها فروید و یونگ در دهها کتاب و مقاله سعی در کالبد شکافی آن داشتند که هرگز نتوانستند حتی به قدر یک بیت مولانا به این راز سر به مهر نزدیک شوند )
* فیلم " پرتغال کوکی " کوبریک ( گوئی اینکه آینده بشر همچون تصاویری روشن به این فیلمساز بزرگ الهام شده و او نیز عینا آنها را بازسازی کرده است . تقدیر بشر و فرجام تمام خشونتها و ظلمهای که آدمی به خود روا داشته در این اثر یگانه ، متجلی است )
* فیلم " جاده " فدریکو فلینی ( زیباترین تعریف از روابط انسانها و کمال گرائی که در این توضیح وجود دارد . فلینی خود بعدها اذعان نمود که در هنگام ساخت این فیلم چیزی به اختیار خودش نبود و تمام داستان و حتی دکوپاژ این فیلم به او دیکته می شد . بازی ماندگار آنتونی کوئین در این فیلم هم هرگز توسط خود او و یا کسی دیگر تکرار نشد . و به قول مارلون براندو این بازی تنها یک معجزه است . )
* نقاشی مینیاتور استاد فرشچیان به نام عاشورا ( شده که این تصویر را ببینید و بغض در گلویتان گره نخورد ؟ رقیه خانم دردانه اباعبدالله در این نقاشی ، نشانه تمام مصیبتها و روضه هاست ، خود استاد فرشچیان نقل کرده که نمای کلی این اثر را در خواب دیده است . )
* شعر بلند محتشم کاشانی در رثای واقعه عاشورا ( این شعر ، تمام کلماتش خیس از اشگ است و بوی غم و اندوه میدهد . در باب چگونگی نوشتن این شعر قولهای زیادی است ، اما روایت آیت الله طباطبائی متفکر و اندیشمند والای شیعه و صاحب کتاب المیزان تکان دهنده است : می فرماید در شب عاشورا خواب دیدم که تمام معصومین و قدسین از پیامبر اکرم تا امام زمان ( عج ) و صحابه همچون ابوذر و عمار و سلمان و تمامی هفتاد و دو تن شهید کربلا در صحن مبارک قمر بنی هاشم جمع بودند و مداحی با صدائی آسمانی و ملکوتی که نمونه اش را در هیچ کجا نشنیده ام اشعار محتشم کاشانی را میخواند و دیگران گریه میکردند . )
* کمدی الهی نوشته دانته - جنگ و صلح اثر تولستوی - دیوان شعر فیض کاشانی - بوف کور از صادق هدایت - شعر ساعت پنج عصر سروده فدریکو گارسیا لورکا - تابلوی توقف زمان از سالوادوره دالی - نقاشی جاودانه غروب پاریس کار گوگن - سونات پنچ شوپن - موسیقی حسین علیزاده در رثای زلزله منجیل و رودبار - فیلم انجیل به روایت متی ساخته پازولینی - فیلم ماه تلخ از رومن پولانسکی - فیلم گاو از داریوش مهرجوئی - فیلم عروج ساخته لاریسا شپکیتو - شعر سکوت سرشار از ناگفته هاست سروده مارگوت بیگل و ترجمه احمد شاملو - موسیقی معجزه مانند چایکوفسکی به نام دریاچه قو - فیلم سولاریس شاهکار آندره تارکوفسکی - رمان در خیابان مینتولاسا از الیا چاده - مناجات قبل از افطار با صدای شجریان - مدیحه سرائی حاج محمود کریمی در وصف امام زمان ( عج ) - موسیقی راجر واترز در گروه پینک فلوید " مجموعه اثارش به نام دیوار " - ترانه ها و آوازهای آسمانی که جان التون ، اریک کلابتون و پاوروتی خوانده اند- و....
اینان گوشه ای کوچک از نمادهای حضور خدا در میان ما انسانهاست . هر وقت دلتان برای خدا تنگ شد ، میتوانید به یکی از این آثار ماندگار رجوع کنید . همانکه قبلا هم گفتم باز هم تکرارش میکنم : خدا هرگز در برابر انسان سکوت نمیکند و همیشه با آدمی در ارتباط است و با او سخن میگوید . فقط ما باید گوشها و چشمها و تمام احساسهای خود را برای این ارتباط تربیت کنیم . آنگاه صدای خدا را خواهیم شنید . رد پایش را می بینیم و میتوانیم با او دست بدهیم و با او دوست باشیم